بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
18
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا و سلام خداى تعالى بر من است ، يعنى ايمنى از خوف و دهشت اين سه روز : روزى كه متولد شدم ، و روزى كه بميرم ، و روزى كه برانگيخته شوم در قيامت زنده . [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 34 تا 36 ] ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ( 34 ) ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 35 ) وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ( 36 ) ذلِكَ اينكه گفت كه من بندهء خدايم عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ عيسى پسر مريم است ، نه آنكه نصارى وصف كردهاند او را و بخدايى او اعتقاد نموده زيرا كه هيچ كس حال خود را بهتر از خود نمىداند ، هر گاه او خود را بنده داند ديگرى چون او را مالك خواند قَوْلَ الْحَقِّ اى اقول قول الحق ، يعنى اين قول عيسى قول حق است الَّذِي آن قول حق و صدق كه فِيهِ يَمْتَرُونَ در آن شك مىكنند مردم چنانچه يهودان طرف تفريط را گرفته ، قصهء عيسى را حمل بامور نالايق مىكنند و نصارى طرف افراط را گرفته دعوى پسر خدايى او و دعوى خدايى او مىنمايند ، پس حق تعالى در تكذيب نصارى مىفرمايد كه : ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سزاوار نيست مر خداى تعالى را اينكه فرا گيرد فرزندى سُبْحانَهُ منزه و مبرا است از اخذ ولد و از جميع صفات نقص ، و در تبكيت نصارى مىفرمايد إِذا قَضى أَمْراً چون حكم كند خداى تعالى بايجاد چيزى فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ پس جز اين نيست كه گويد مر آن چيز را : بباش و موجود شو فَيَكُونُ پس بباشد او و موجود شود ، و هر گاه قدرت الهى به اين مثابه باشد منزه خواهد بود از مشابهت خلق و از اخذ ولد باحبال اناث وَ إِنَّ اللَّهَ بكسر همزه عطف است بر « إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ » به اين معنى كه گفت عيسى كه من بندهء خدايم و بدرستى كه خداى تعالى « رَبِّي وَ رَبُّكُمْ » پروردگار من و پروردگار شماست فَاعْبُدُوهُ پس عبادت كنيد او را هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ اينست راهى راست كه عابد را ببهشت مىرساند .